نویسنده :
کارمن - ساعت ٦:٥٠ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٦
ترسهای ما مانند سایه های غول آسا میباشند که اگر به آنها هجوم ببری در تو محو خواهند شد
..............................................................................................................
هیچوقت نباید انسانها را به زبان و رفتار بیمارگونه قضاوت کرد.
انسانها همیشه اون چیزی را که هستند نشان نمیدهند و وانمود میکنند.
در تنگنای رابطه متقابل شخصیت اصلی فرد ظهور میکند و درون آشکار میگردد.
شاید هضم واقعیت سخت باشد ولی آدمهای منطقی آن را میپذرند و درس میگیرند.
....................................................................................
نویسنده :
کارمن - ساعت ۱٢:٥٦ ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱۸
دو ساعت میشینی پای نت و کتاب اولیس (جیمز جویس)دانلود میشه
بعد با خوشحالی فایل پی دی اف باز میکنی اونوقت میفهمی که متنش انگلیسیه وای که چه حالی میشه آدم
میگه شانس ما اگر که شانس بودی
....خر آدامس بودی
نویسنده :
کارمن - ساعت ٦:۱٩ ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٥
جالبه که همه اد عا میکنن منو بهتر از خودم میشناسن
من هنوز خودمو درست نمیشناسم اونوقت تو چطور ادعا میکنی که منو خوب میشناسی؟
بعضی وقتا یه کارایی میکنم که به خودم میگم از من سر زد؟
نویسنده :
کارمن - ساعت ٦:٠۸ ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱۸
انسان در زندگی تا به تکامل نسبی فکری برسه یا به زبون دیگه قالب فکریش شکل بگیره خسارتهایی میپردازه که هیچوقت جبران نمیشه و دیگه نمیتونه بدستش بیاره.
انسانهایی که تو زندگی محتاط هستن همیشه حسرتهایی بدل دارن که براشون خیلی سنگین تموم میشه و همینطور انسانهایی که به خودشون محدودیت میدن.
ولی انسانهایی که برای خودشون دریغ ندارن و میکنند هیچگاه پشیمون نمیشن و همیشه شاداب هستن.نه مدیون خود هستن و نه بدهکار.
پس سعی کنیم که به خواسته های مادی خودمون بها بدیم چون به جایی خواهیم رسید که اگه خود را بی بها کرده باشیم فشار شدید به ما وارد میشود و باید بها بپردازیم
نویسنده :
کارمن - ساعت ٢:٢٠ ب.ظ روز ۱۳۸٦/٢/٢٠
درباره خیام و فلسفه او صحبت زیاد شده و چون اطلاعات کاملی از این دانشمند ایرانی در دست نیست افسانه سرایی در موردش رواج پیدا کرد بقول هدایت عده ایی او را ستودند دیگران کوبیدند حتی بعضی تا حد خدا به او ارزش دادند و بعض دیگر بی تفاوت گذستند اولین کسی که در مورد خیام حرف به میان آورد نجم الدین رازی معروف به دایه است که ۳۵ سال بعد از مرگ خیام درباره او چنین میگوید: آن حکیم که در نزد نابینایان به کیاست و فلسفه شهرت دارد حکیم عمر خیام است که از روی ضلالت میگوید :
دوری که در او آمدن و رفتن ماست
او را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس مینزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
و اما افسانه سرایی در مورد او داستان دروغی باده گساری او و واژگون شدن باده اوست که بسیاری بر این باورند که این واقعه در مورد خیام رخ داده است
ابریق می مرا شکستی ربی
بر من در عیش بستی ربی
من می خورم و تو میکنی بد مستی
خاکم بدهن مگر تو مستی ربی
در زمان خیام هر کس که هر هفت علم آن زمان را داشت به او دانشمند میگفتند
اگر اشتباه نکنم علمهایی که من که من از آن زمان میدانم اینها بودند
۱ طب ۲ فلسفه۳ منطق ۴ نجوم ۵ هیات ۶ حکمت ۷ ریاضیات یا جبر
که اگر اشتباه است خواهشمندم اگر کسی اطلاعاتی در این زمینه دارد درج نماید
خیام به علت اینکه مردم زمانش درکش نمیکردند بسیار تند خو و در آموزش دادن علم
ممسک بوده است
میگویند در فلسفه تالی بر ابو علی سینا بوده و در جغرافیا از ابو ریحان بیرونی کتابی در جبر و مقابله دارد که تا هشتاد سال پیش در بزرگترین دانشگاه های دنیا تدریس میشد و کتابی در دینامیک دارد
در مورد خیام شاعر و وخیام دانشمند که یکی باشند اتفاق قول وجود ندارد و حتی اینکه این اشعار از شخصی به نام خیام باشد
نام کاملش: حکیم ابوالفتح غیاث الدین عمر ابن خیامی نیشابوری
شاعر اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم
از جهتی که پدرش خیمه دوزی میکرد نامش خیام بود
دارای فلسفه خاص خودش میباشد که در اشعارش کا ملا بیان شده است
به عقیده من ژان پل سارتر فلسفه اصالت وجود خود را (اگزیستانسیالیست) از خیام به عاریت دارد چون کاملا با خیام و فلسفه اش آشنایی داشته البته قبل از خیام این فلسفه با تفاوتهای خیلی زیادی نسبت به خیام بیان شده بود (یونان باستان)
اشعارش به هفتاد زبان زنده دنیا ترجمه شده است که در انگلیس محبوبیت و شهرت خاصی بخاطر برگردان زیبای اسکات فیتز جرالد دارد
جامیست که عقل آفرین میزندش
صد بوسه ز مهر بر جبین میزندش
این کوزه گر دهر چنین جام لطیف
میسازدو باز بر زمین میزندش
..........................................................
ای آمده از عالم روحانی تفت
حیران شده در پنج و چهار و شش و هفت
می خور که ندانی ز کجا آمده ایی
خوش باش ندانی به کجا خواهی رفت
در مورد اعداد پنج منظور به حواس پنجگانه شش به شش جهت هفت منظور به هفت ستاره و چهار عناصر اربعه میباشد که مردم در قدیم اعتقاد داشتند یکی از اینها سر نوشت آدمی را رقم میزند و خیام چه زیبا به جنگ خرافه پرستی مردم میرود .... رکن شعرش این کلمات هستند خوش باش ... غم مخور... فردا و دیروز را بها نده... و فقط امروز است که دارای ارزش میباشد
نویسنده :
کارمن - ساعت ٦:٢٥ ب.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱۳
یکدفعه میبینی که معلقی و احساس بیوزنی میکنی
فکر میکنی که از همه چیز رها شدی
دیگه نه دردی داری نه و نه غم
همه رو دوست داری و با کسی دشمن نیستی
مهربونترین آدم روی زمینی و حس اینو داری که همه دوستت دارن
میدونی اثرات چیه؟
تو تریاک کشیدی